گرامرمبتدی

a، an و the: کاربرد حروف تعریف در انگلیسی

حروف تعریف در انگلیسی به زبان ساده: کی a، کی an، کی the و کی هیچ‌کدام؛ با مثال، اشتباه‌های رایج فارسی‌زبان‌ها و تمرین با جواب.

۷ دقیقه مطالعه

حروف تعریف در انگلیسی (a، an و the) کوچک‌ترین کلمه‌های این زبان‌اند، اما تقریباً در هر جمله‌ای پیدا می‌شوند و یکی از رایج‌ترین جاهایی هستند که فارسی‌زبان‌ها اشتباه می‌کنند. در این مطلب یاد می‌گیرید هر کدام را کجا به کار ببرید، کجا اصلاً حرف تعریف لازم نیست، و چرا ذهن فارسی‌زبان ما گاهی در این بخش راه را گم می‌کند. در پایان هم چند تمرین با جواب هست تا خودتان را محک بزنید.

چرا حروف تعریف برای ما سخت است؟

فارسی حرف تعریف معین ندارد. ما می‌گوییم «کتاب روی میز است» و از بافت جمله معلوم است کدام کتاب منظور است. برای نامعین هم از «یک» یا «ـی» استفاده می‌کنیم: «یک کتاب خریدم» یا «کتابی خریدم». گاهی هم معین بودن را با «را» نشان می‌دهیم: «کتاب را خریدم».

انگلیسی اما تقریباً همیشه از شما می‌خواهد پیش از اسم تصمیم بگیرید: آیا این چیز «یکی از چند تا»ست، «همان چیز مشخص» است، یا «به طور کلی» درباره‌اش حرف می‌زنید؟ این تصمیم در فارسی لازم نیست، برای همین ذهن ما عادت ندارد آن را بگیرد.

a و an: یکی از چند تا

a و an یعنی «یک»، ولی نه به معنای شمارش؛ یعنی «یکی از این نوع، که هنوز مشخص نشده». فقط با اسم مفرد قابل‌شمارش می‌آیند.

  • I bought a book yesterday. → دیروز یک کتاب خریدم.
  • She has an idea. → او یک ایده دارد.
  • Is there a bank near here? → این نزدیکی بانکی هست؟

a یا an؟ صدا مهم است، نه حرف

قاعده به صدای اول کلمهٔ بعدی بستگی دارد، نه به حرفی که نوشته می‌شود:

  • اگر کلمه با صدای صامت شروع شود: a
  • اگر با صدای مصوت شروع شود: an

این مثال‌ها همان جاهایی‌اند که بیشتر اشتباه می‌شوند:

  • an hour → یک ساعت (h خوانده نمی‌شود، صدای اول مصوت است)
  • an honest man → یک مرد صادق
  • a university → یک دانشگاه (صدای اول «یو» است، یعنی صامت /j/)
  • a European country → یک کشور اروپایی
  • a one-way ticket → یک بلیت یک‌طرفه (one با صدای /w/ شروع می‌شود)
  • an MBA → یک مدرک ام‌بی‌ای (حرف M «اِم» خوانده می‌شود)

دقت کنید که a یا an به کلمهٔ بلافاصله بعدی نگاه می‌کند، حتی اگر صفت باشد: an apple، ولی a red apple.

جایی که فارسی‌زبان‌ها a را جا می‌اندازند: شغل

در فارسی می‌گوییم «من معلم هستم»، بدون «یک». به همین دلیل خیلی‌ها می‌گویند I am teacher که غلط است:

  • I am a teacher. → من معلم هستم.
  • My brother is an engineer. → برادرم مهندس است.

همین قاعده برای توصیف کلی کسی یا چیزی هم هست: It's a good film. → فیلم خوبی است.

the: همان مورد مشخص

the را وقتی به کار می‌برید که شنونده می‌داند دقیقاً کدام را می‌گویید. این «دانستن» معمولاً از یکی از این راه‌ها می‌آید:

۱. قبلاً درباره‌اش حرف زده‌اید. بار اول a، بار دوم the:

  • I saw a cat in the garden. The cat was black. → یک گربه در باغ دیدم. گربه سیاه بود.

۲. از موقعیت معلوم است. در یک خانه فقط یک آشپزخانه هست:

  • Can you close the door? → می‌شود در را ببندی؟
  • She's in the kitchen. → او در آشپزخانه است.

۳. فقط یکی از آن وجود دارد:

  • the sun, the moon, the internet → خورشید، ماه، اینترنت

۴. با صفت عالی و عددهای ترتیبی:

  • It's the best restaurant in town. → بهترین رستوران شهر است.
  • This is my first time here. → این اولین بار است که اینجا هستم. (بعد از my دیگر the نمی‌آید)
  • He was the first person to arrive. → او اولین کسی بود که رسید.

۵. وقتی بعد از اسم توضیحی آن را مشخص می‌کند:

  • The man who called you is my uncle. → مردی که به تو زنگ زد دایی من است.

بدون حرف تعریف: وقتی به طور کلی حرف می‌زنید

این بخش جایی است که فارسی‌زبان‌ها بیشترین اشتباه را دارند. وقتی دربارهٔ چیزی به طور کلی حرف می‌زنید، با اسم جمع یا اسم غیرقابل‌شمارش هیچ حرف تعریفی نمی‌آید:

  • Life is short. → زندگی کوتاه است. (نه The life)
  • I love music. → عاشق موسیقی‌ام.
  • Dogs are loyal. → سگ‌ها وفادارند.
  • Coffee keeps me awake. → قهوه بیدارم نگه می‌دارد.

اما اگر همان چیز مشخص شود، the برمی‌گردد:

  • The music in this café is too loud. → موسیقی این کافه خیلی بلند است.
  • The coffee you made was great. → قهوه‌ای که درست کردی عالی بود.

چند مورد دیگر هم معمولاً بدون حرف تعریف می‌آیند:

  • وعده‌های غذایی: have breakfast, after lunch → صبحانه خوردن، بعد از ناهار
  • زبان‌ها و بیشتر کشورها: I speak English. / She lives in Iran.
  • چند عبارت ثابت: go to school, go to bed, go to work, at home, by bus

استثنای مهم کشورها: نام‌هایی که جمع‌اند یا کلمه‌ای مثل States، Kingdom یا Republic در خود دارند the می‌گیرند: the USA، the UK، the Netherlands، the Philippines.

خلاصه در یک نگاه

موقعیت حرف تعریف مثال
یکی از چند تا، بار اول a / an I need a pen.
شغل و توصیف a / an She's a doctor.
مشخص یا تکراری the The pen is on the desk.
یکتا یا صفت عالی the the sun, the biggest
کلی، جمع یا غیرقابل‌شمارش — Books are expensive.

اشتباه‌های رایج فارسی‌زبان‌ها

  • غلط: I am student. → درست: I am a student.
  • غلط: The life is beautiful. → درست: Life is beautiful.
  • غلط: I have one car. (وقتی منظور شمردن نیست) → درست: I have a car.
  • غلط: I bought a new shoes. → درست: I bought new shoes. (a با جمع نمی‌آید)
  • غلط: Can you give me an information? → درست: Can you give me some information? (information غیرقابل‌شمارش است)
  • کمتر رایج: She plays piano very well. → رایج‌تر: She plays the piano very well. (برای نواختن ساز، شکل استاندارد با the است؛ در انگلیسی آمریکایی بدون the هم شنیده می‌شود)

اشتباه سوم از فارسی می‌آید: چون ما «یک» می‌گوییم، ذهن‌مان آن را به one ترجمه می‌کند. one فقط وقتی مناسب است که روی تعداد تأکید دارید: I have one car, not two. برای اشتباه‌های دیگری از این دست، نگاهی به ۱۰ اشتباه رایج فارسی‌زبان‌ها در انگلیسی بیندازید.

تمرین

جای خالی را با a، an، the یا هیچ (—) پر کنید:

  1. My sister is ___ architect.
  2. I'd like ___ glass of water, please.
  3. ___ moon is very bright tonight.
  4. I don't like ___ tea very much.
  5. We stayed at ___ hotel near the beach. ___ hotel was cheap.
  6. It takes ___ hour to get there.
  7. He studies at ___ university in Tehran.
  8. What's ___ biggest city in your country?

جواب‌ها

  1. an (شغل، و architect با صدای مصوت شروع می‌شود)
  2. a (یکی، نامعین)
  3. The (فقط یک ماه داریم)
  4. — (چای به طور کلی)
  5. a / The (بار اول نامعین، بار دوم معین)
  6. an (h در hour خوانده نمی‌شود)
  7. a (صدای اول university «یو» است)
  8. the (صفت عالی)

اگر بیشتر از شش جواب درست داشتید، پایه‌تان خوب است. برای جا افتادن، از این به بعد هر وقت جملهٔ انگلیسی می‌خوانید، پیش از هر اسم مکث کوتاهی کنید و از خودتان بپرسید چرا این حرف تعریف آنجاست. در روزانه هم هر درس یک متن کوتاه دارد که می‌توانید همین کار را هر روز روی آن انجام دهید.

پرسش‌های رایج

اگر حرف تعریف را اشتباه بگویم، منظورم منتقل نمی‌شود؟

معمولاً منتقل می‌شود؛ انگلیسی‌زبان‌ها حرف شما را می‌فهمند. اما جمله‌ای که حرف تعریف درست ندارد، کمتر طبیعی به نظر می‌رسد و در نوشتن و آزمون‌ها نمره کم می‌کند. خبر خوب اینکه با تمرین منظم، انتخاب درست کم‌کم خودکار می‌شود.

go to school درست است یا go to the school؟

هر دو درست‌اند، با دو معنای مختلف. go to school یعنی برای کار اصلی آنجا، یعنی درس خواندن، به مدرسه رفتن. go to the school یعنی به ساختمان یک مدرسهٔ مشخص رفتن، مثلاً پدر و مادری که برای جلسه می‌روند.

هر روز یک قدم، رایگان

روزانه هر روز یک درس کوتاه به شما می‌دهد: لغت با تلفظ، گرامر به فارسی، متن و تمرین. بدون هزینه و بدون تبلیغ.

شروع رایگان

مطالب مرتبط

گرامرمبتدی

حال ساده یا حال استمراری؟ فرق present simple و present continuous

فرق زمان حال ساده و حال استمراری در انگلیسی به زبان ساده: ساختار، کاربرد، فعل‌هایی که ing نمی‌گیرند، اشتباهات رایج فارسی‌زبان‌ها و تمرین با جواب.

۷ دقیقه مطالعه

گرامرتلفظمبتدی

۱۰ اشتباه رایج فارسی‌زبان‌ها در انگلیسی (و راه درستش)

۱۰ مورد از اشتباهات رایج در زبان انگلیسی که فارسی‌زبان‌ها زیاد تکرار می‌کنند، از he و she تا I am agree؛ با دلیل هر اشتباه، شکل درست و تمرین کوتاه.

۷ دقیقه مطالعه

مکالمهسفرمبتدی

جمله‌های ضروری انگلیسی در فرودگاه و هواپیما

مکالمه انگلیسی در فرودگاه قدم‌به‌قدم: جمله‌های لازم برای پذیرش پرواز، کنترل گذرنامه، داخل هواپیما و گم شدن چمدان، با تلفظ و اشتباهات رایج.

۷ دقیقه مطالعه

همهٔ مطالب بلاگ ‹