حتماً دیدهاید که در آگهی کار، فرم اپلای یا معرفی یک دوره نوشتهاند «سطح B2» یا «حداقل B1». این حروف و عددها از یک چارچوب مشترک برای سطح بندی زبان انگلیسی میآیند که حالا تقریباً همهجا به کار میرود. در این نوشته میبینید هر سطح دقیقاً یعنی چه کاری از شما برمیآید، چرا ممکن است در مهارتهای مختلف سطحهای متفاوتی داشته باشید، و چطور بدون آزمون رسمی یک تخمین واقعبینانه از سطح خودتان بزنید.
این سطحها از کجا آمدهاند؟
این سطحها بخشی از «چارچوب مرجع مشترک اروپایی برای زبانها» هستند که به اختصار CEFR نامیده میشود و شورای اروپا آن را منتشر کرده است. نکتهٔ مهم CEFR این است که سطح را با «کارهایی که میتوانید با زبان انجام دهید» تعریف میکند، نه با تعداد لغت یا فصلهای کتاب گرامری که خواندهاید. به این توصیفها can-do میگویند؛ یعنی «میتوانم…».
شش سطح در سه گروه قرار میگیرند:
- A1 و A2 → کاربر مقدماتی (basic user)
- B1 و B2 → کاربر مستقل (independent user)
- C1 و C2 → کاربر ماهر (proficient user)
هر سطح یعنی چه؟
توصیفهای زیر خلاصه و بازنویسیشدهٔ توصیفهای کلی چارچوب است. کنار هر سطح یک جملهٔ نمونه آمده تا حس کنید زبانِ آن سطح معمولاً چه شکلی دارد.
A1: شروع
میتوانید عبارتهای آشنا و روزمره و جملههای خیلی ساده را بفهمید و به کار ببرید. خودتان را معرفی میکنید، دربارهٔ اطلاعات شخصی مثل محل زندگی و آدمهایی که میشناسید سؤال میپرسید و جواب میدهید، و اگر طرف مقابل آهسته و واضح حرف بزند و کمک کند، یک گفتوگوی ساده را پیش میبرید.
- My name is Sara. I live in Shiraz. → اسمم ساراست. در شیراز زندگی میکنم.
A2: موقعیتهای روزمره
جملهها و عبارتهای پرکاربرد دربارهٔ موضوعهای نزدیک به زندگیتان را میفهمید: خانواده، خرید، محل زندگی، کار. در موقعیتهای ساده و تکراری که فقط تبادل مستقیم اطلاعات لازم دارد ارتباط برقرار میکنید و با کلمههای ساده از گذشته و محیط اطرافتان میگویید.
- Last weekend I went to my grandmother's house and we cooked together. → آخر هفتهٔ گذشته به خانهٔ مادربزرگم رفتم و با هم آشپزی کردیم.
B1: مستقل شدن
نکتههای اصلی حرفها و متنهای واضح دربارهٔ موضوعهای آشنا مثل کار، درس و تفریح را میفهمید. بیشتر موقعیتهایی را که در سفر پیش میآید از پسشان برمیآیید. دربارهٔ موضوعهای آشنا متن ساده و بههمپیوسته مینویسید، تجربهها و برنامهها و آرزوهایتان را تعریف میکنید و برای نظرتان دلیل کوتاه میآورید.
- I've been learning English for a year, and now I can follow most videos if people speak clearly. → یک سال است انگلیسی یاد میگیرم و حالا اگر واضح حرف بزنند، بیشتر ویدیوها را دنبال میکنم.
B2: راحت و روان
ایدهٔ اصلی متنهای پیچیده را، چه دربارهٔ موضوعهای ملموس و چه انتزاعی، میفهمید؛ از جمله بحثهای تخصصی در حوزهٔ کار خودتان. آنقدر روان و خودجوش حرف میزنید که گفتوگو با انگلیسیزبانها برای هیچکدام از دو طرف سخت نیست. متن روشن و مفصل مینویسید و میتوانید نظرتان را با مزایا و معایب گزینههای مختلف توضیح دهید.
- Although working from home saves time, I think it can make people feel isolated. → با اینکه دورکاری در وقت صرفهجویی میکند، فکر میکنم میتواند آدمها را منزوی کند.
C1: پیشرفته
متنهای طولانی و دشوار را میفهمید و منظورِ ضمنی و نگفته را هم تشخیص میدهید. روان و بیآنکه آشکارا دنبال کلمه بگردید حرف میزنید و زبان را در موقعیتهای اجتماعی، دانشگاهی و کاری به شکل انعطافپذیر به کار میبرید. دربارهٔ موضوعهای پیچیده متن منسجم و خوشساخت مینویسید.
- Had I known the deadline had been moved, I would have planned the project differently. → اگر میدانستم مهلت عوض شده، پروژه را جور دیگری برنامهریزی میکردم.
C2: تسلط
تقریباً هر چیزی را که میشنوید یا میخوانید بهراحتی میفهمید. اطلاعات منابع مختلف گفتاری و نوشتاری را خلاصه میکنید و استدلالها را منسجم بازگو میکنید. خودجوش، خیلی روان و دقیق حرف میزنید و حتی ظرافتهای کوچک معنایی را در موقعیتهای پیچیده منتقل میکنید.
- The proposal, while well-intentioned, glosses over the practical constraints that smaller schools face. → این پیشنهاد، با اینکه نیت خوبی دارد، از محدودیتهای عملی مدرسههای کوچکتر سرسری رد میشود.
یک نفر، چند سطح
CEFR سطح را برای مهارتها جداگانه هم توصیف میکند: شنیدن، خواندن، صحبت کردن و نوشتن. خیلی عادی است که کسی در خواندن B1 باشد و در صحبت کردن A2. در میان فارسیزبانها این الگو رایج است: بسیاری سالها در مدرسه و کلاس گرامر و متن خواندهاند، ولی کمتر فرصت داشتهاند بلند حرف بزنند یا به انگلیسیِ طبیعی گوش دهند. نتیجه این است که متن را میفهمند، ولی در گفتوگو ساکت میمانند.
پس اگر در گفتوگو گیر میکنید، معنایش این نیست که «هیچچیز بلد نیستید»؛ فقط میدانید وقتتان را کجا بگذارید. اگر مشکلتان حرف زدن است، نوشتهٔ روزی ۱۵ دقیقه انگلیسی دربارهٔ ساختن یک عادت کوتاه و منظم ایدههای عملی دارد.
چطور سطح خودتان را تخمین بزنید؟
آزمون رسمی دقیقترین راه است، ولی برای شروع یادگیری لازم نیست. این پرسشها را صادقانه جواب دهید:
- میتوانید یک دقیقه، بدون مکث طولانی، خودتان و کارتان را معرفی کنید؟ اگر نه، از ابتدای A1 شروع کنید.
- میتوانید تعریف کنید آخر هفتهٔ گذشته چه کردید، حتی با چند اشتباه؟ اگر بله، دستکم در A2 هستید.
- اگر در سفر هتلتان مشکلی داشته باشد، میتوانید مشکل را توضیح دهید و راهحل بخواهید؟ این نشانهٔ B1 است.
- میتوانید دربارهٔ یک موضوع بحثبرانگیز، مثل دورکاری، چند دقیقه نظر بدهید و از آن دفاع کنید؟ این نشانهٔ B2 است.
- یک فیلم یا پادکست معمولی را بدون زیرنویس دنبال میکنید و شوخیها و کنایهها را میگیرید؟ این به C1 نزدیک است.
برای هر مهارت جدا همین کار را بکنید. سطحی که در آن «بیشتر وقتها راحتید»، سطح واقعیتان است، نه سطحی که گاهی و با زحمت به آن میرسید.
سه برداشت اشتباه رایج
۱. «ترم متوسطِ آموزشگاه یعنی B1». نامگذاری دورهها در آموزشگاهها و کتابها یکسان نیست. یک دورهٔ «متوسط» ممکن است بخشی از A2 یا B2 را هم پوشش دهد. ملاک کارهایی است که از شما برمیآید، نه اسم دوره.
۲. «C2 یعنی مثل یک انگلیسیزبان». C2 سطح تسلط بالاست، ولی تعریفش شبیه زبان مادری بودن نیست. کسی که در C2 است ممکن است لهجه داشته باشد و باز هم کاملاً در این سطح باشد. لهجه جزو تعریف سطح نیست؛ روشنی و دقت هست.
۳. «باید مستقیم بروم سراغ سطح بالاتر تا زودتر برسم». پرش از روی سطحها معمولاً برعکس جواب میدهد. اگر پایهٔ A2 محکم نباشد، B1 پر از جملههایی میشود که نیمهکاره میفهمید و زود فراموش میکنید.
چقدر طول میکشد؟
جواب صادقانه این است: بستگی دارد. رسیدن از یک سطح به سطح بعدی به زبان مادری، تجربهٔ قبلی، نوع و منظم بودن تمرین و مقدار برخورد روزانه با زبان بستگی دارد. عددهایی که گاهی بهعنوان «ساعت لازم برای هر سطح» دستبهدست میشوند فقط تخمیناند و برای هر فرد متفاوتاند. معمولاً هر سطح بالاتر زمان بیشتری میبرد، پس اگر رفتن از A2 به B1 کندتر از A1 به A2 بود، طبیعی است.
از کجا شروع کنید؟
اگر در A1 یا پایینتر هستید، از پایه شروع کنید: کلمههای پرکاربرد، جملههای ساده و تلفظ. راهنمای یادگیری انگلیسی از صفر قدمبهقدم همین را توضیح میدهد. اگر در A2 یا B1 هستید، بیشترین سود معمولاً در گسترش لغت و صحبت کردن است؛ روش مرور فاصلهدار و فلشکارت برای ماندگار کردن لغتها کمک میکند.
برنامهٔ «روزانه» هم بر همین پایه چیده شده است: سه سطح مبتدی (A1 تا A2)، متوسط (B1) و بالاتر از متوسط (B2)، هر کدام ۳۰ روز با یک آزمون پایانی. میتوانید از سطحی شروع کنید که با تخمین بالا جور درمیآید و اگر ساده بود، سراغ سطح بعد بروید.
پرسشهای رایج
برای مهاجرت یا تحصیل چه سطحی لازم است؟
به کشور، دانشگاه و نوع درخواست بستگی دارد و قواعدش هم گاهی عوض میشود. عدد دقیق را فقط از منبع رسمی همان دانشگاه یا سازمان بگیرید. آزمونهای بینالمللی معروف نتیجهشان را معمولاً به سطحهای CEFR ربط میدهند، پس دانستن این سطحها برای فهمیدن آن الزامها هم به کارتان میآید.
میشود بین دو سطح بود؟
بله و خیلی هم رایج است؛ برای همین بعضی منابع سطحهایی مثل B1+ را هم تعریف کردهاند. اگر بیشتر کارهای یک سطح از شما برمیآید، خودتان را در همان سطح بدانید و روی نقطههای ضعف کار کنید.